خلوت انس

خرید بک لینک
سلام...و دوباره سلام...خدایا مرسی بابت تمام اتفاقهای خوبی که تو این مدت افتاد...به بزرگی خودت قسم که ناشکر نیستم....ولی دو سال انتظار کشیدم... بازم صبر رو یاد نگرفتم...احساس میکنم دیگه ظرفیت صبرم تکمیل شده...خدایا خودت کارو درست کن...میدونم فقط به دست خودت هست که کارا ردیف میشه..به دست خود خودت... تو اراده کنی به چشم برهم زدنی کارا درست میشه....خدایا مغجزت رو نشونم بده...بذار از عطر خوش اعجازت بال در بیارم....خدایا طاقت ندارم تا ماه دیگه صبر کنم... دلم میخواد خبر خوبشو به مامانم بدم و برق شادی رو تو چشمهای محمدم و مامانم ببینم....خدایا معجزه میخوااااااامممممم...خواهش میکنم منتظرم نذار...خیلی خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: همچنان,انتظار,داشتنش, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:23

راهی که آغاز کردم و برایش دویدم و دویدم کم کم دارد ثمر میدهد... و من همچنان منتظرم تا نتیجه نهاییش را ببینم...دلشوره عجیبی دارم...عجیب و غریب...تیک تاک ساعت عجیب ثانیه ها را برایم مرور میکند و سختی این روزها را بیشتر به یادم می آورد....این یک سال تمام روزهایم در انتظار گذشت اما انتظار این لحظه جنسی خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

22 آذر ماه هم کم کم رو به اتمام است..روزی کسالت بار و خسته کننده ...روزی مثل روزهای قبل...روزی که فقط منتظر هستم به پایان برسد...نمیدانم تمام روزهای حضورم در اینجا انقدر کسالت بار بود یا اینکه این لحظه های اخر برایم انقدر عذاب اور شده است...تنها 8 روز دیگر باقی مانده است تا روزی که انتظارش را میکشم و امیدوارم این روز به تاخیر نیفتد...من منتظرم و عجیب این روز دور است..

|+| نوشته شده توسط بهار در دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۵ |
خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

زمستان هم آمد...سردترین فصل سال...سپیدترین فصل سال...کاش برای دل آتش گرفته ی من هم مرهمی بود...

|+| نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵ |
خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

خدایا دلم خونه....آخه چرااااااا.....خدایا چرا؟؟؟؟ای خدا به کجا گله ببرم...خدایا خواهش میکنم....خدایا دیگه رمقی برام نمونده...خودت کمک کن...خدایااااا به خودت قسمت میدم....التماست میکنم ای خدا....محمدمو میخوام...خواهش میکنم....للتماس میکنم....خدایا دیگه طاقت ندارم...آخه خرا چرا اینهمه گیر....توروخدا...

|+| نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ |
خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

یکی یه دونه مامان...عمر مامان...حالت چطوره؟؟درسته که نمیدونم اصلا ذره ای وجود تو کالبد خارجی داره یا نه ولی من دوست دارم...به فکرتم و به یادت...این چندروز یکم وقتم آزاد بود و من داشتم به این فکر میکردم که چه اسمی برات انتخاب کنم...دوست دارم اسمت بهترین باشه...یه اسمی با معنی فوق العاده که هرکی میشنو خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

دخترکم هنوز کوچکترین جرقه ها هم برای بودنت زده نشده است...اما من به تو فکر میکنم...به تمام روزهایی که باتوخواهم داشت...پر از هیجانم...پر از حس خواستنت...باخودم مرور میکنم که چه چیزهایی را باید یادت بدهم ...چه داستانها که برایت بگویم...چه جاهایی ک6 باید باهم برویم....دخترنازنینم به تمام لحظه های بودن خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

دخترکم من نمیدونم واقعا زمان مناسب برای به وجود آوردنت کی هست...دلم عحیب این روزها برای داشتنت بیتابی میکنه....تمام لحظه ها بهت فکر میکنم و پیش خودم تمام ثانیه های بودنت رو مجسم میکنم..از لحظه ای که مطلع میشم تو دنیای من اومدی تا وقتی که میبینمت و اشک از چشمام جاری میشه...کلی آرزو و رویا دارم که برا خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

عزیزدلکم...این روزها عجیب انتظارت را میکشم.دلم پر است از هوای خواستنت و چه سخت است روزهارا انتظار کشیدن برای یافتن نشانه ای از وجودت در من...تقویمها نشان میدهند که باید 12 روز دیگر منتظر بمانم...کاش میشد زمان را به جلو هل داد تا این انتظار کوتاهتر شود...دلبندم شاید معنای زمان و انتظار را درک نکنی چر خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

دلم بیقراره...عجیب بیقراره...آشوبی بزرگ در دلم جریان داره...کاش بیایی و دریای خروشان دلم رو آروم کنی...منتظرم...بیا...دوسال از زندگیم در انتظار میگذره.. خدایا کی تمام میشه این انتظار...خدایا بهش قدرت بده که بیاد

|+| نوشته شده توسط بهار در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ |
خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

صفحه بندی